محمد حسن سمسار

46

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

مذهبى در فارس خبرى نبود . به همين علت مقدسى كه مردى متعصب بوده ، از فارسيان چندان به نيكى ياد نميكند . وى درباره سيراف مىنويسد : « براى من از زنان سيراف قبايحى تعريف كردند ، و ديدم كه اهل فارس با كثرت فسقشان بمردم سيراف مثل ميزدند « 73 » . » اما آنچه مقدسى درباره مردم سيراف نوشته ، نبايد خالى از تعصب و بر پايه واقع‌بينى باشد . ميدانيم كه سيراف در زمان مقدسى يكى از بزرگترين بنادر مشرق به حساب ميآيد . و باز ميدانيم كه همه بنادر بزرگ جهان ، چه در گذشته و چه در زمان حال ، از نظر وضع اجتماعى و آمد و رفت مردم گوناگون و دريانوردان مختلف داراى شرايط ويژه است . سيراف هم نميتوانسته است از اين شرايط دور باشد . آنچه ابو زيد در ذيل كتاب سليمان مىنويسد ، تندروى مقدسى را در امر رواج فساد در سيراف تائيد نمىكند . ابو زيد درباره سرزمين سيلان يا سرانديب مىنويسد : « در اين سرزمين ( سرانديب - سيلان ) فساد اخلاق شديد و تباهى عظيمى حكمفرما مىباشد ، و زنان و مردان بالسويه آلوده بفحشا هستند . « 74 » « سالخوردگان سيراف از اعزام سفاين به اين ناحيه ، مخصوصا در مواقعيكه ملاحان و بازرگانان جوان در كشتى باشند ، جدا مخالفت به عمل مىآوردند « 75 » . » بدين‌سان روشن است كه داورى مقدسى چندان هم منصفانه نيست . وى ويرانى و زوال شهر سيراف و زلزله سال 366 ه . را نيز مربوط بوجود فساد

--> ( 73 ) - احسن التقاسيم ، ص 427 . ( 74 ) - شگفتيهاى جهان باستان - ص 148 . ( 75 ) - شگفتيها ص 148 .